در آغاز باید دید منشأ پیدایش غضب چیست؟ هر ناراحتى موجب شعله ور شدن آتش غضب نمى گردد، بلکه خشم آن گاه زبانه مى کشد که انسان خود را حریف طرف مقابل و شخص مغضوب ببیند و لااقل خود را با او متساوى و در یک مرتبه احساس کند، امّا اگر از عمل و برخورد فرد قدرتمندى ناراحت گردد، اگر چه غم و حزن در قلب او پدیدار مى شود، امّا چون از انتقام ناتوان است، چاره اى ندارد جز این که غضب خود را فرو برد. این خشم به باطن بر مى گردد و عقدة درونى ایجاد مى کند و به کینه تبدیل مى شود.(1) بنابراین چون فرد خشم آلود غالباً خود را در موضع قدرت و برترى و سلطه مى بیند، باید با عواملى که باعث شعلهور شدن غضب مى شود، پنجه درافکند و با عامل آن ها که "حبّ نفس" (خویشتن خواهى) مى باشد، یا مال دوستى و جاه طلبى و شهرت خواهى و تکبّر و ... مبارزه کند، روحیه و میانه روى به نفس ببخشد تا "حبّ نفس" وسیلة انسان گردد و او را در جادة "کرامت و عزّت" راه ببرد، نه این که بر آدمى چیره گردد واو را در لجنزار "غرور و خودپسندی" فرو ببرد. "غضب در وجود انسان مانند یک سگ شکارى است که نیازمند آموزش دادن است، تا حرکات و سکناتش با اشارة صاحبش صورت گیرد، نه با میل خودش.(2)
در میزان و ترازوی اعمال ، به هنگام برپایی قیامت چیزی سنگین تر از صلوات بر محمد و ال محمد (صلی الله علیه و اله و سلم ) نیست . ( بحارالانوار جلد 94 ص 49 )